آغاز كرديم فردا را با نام عشق. با نام زندگي و با نام نگهبان پاينده ي ايران.
فردايي به رنگ ديروز. براي امروز. به اميد فردا.
در اين زمانه. هجوم فرهنگ هاي بيگانه. ما كه معناي روشن فرداي ايرانيم.
و فرياد مي زنيم خاموشي نسل هاي از دست رفته مان ر ا.
ما هويت فرداي اير انيم.
ايران براي ما يعني. ديروز. امروز. و فردا...
اين فرداي ايران ماست.
.عشقت نه سرسريست كه از سر بدر شود
.مهرت نه عارضيست كه جاي دگر كند
.عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
.با شير اندرون شد و با جان بدر كنم
و اين آغاز ايران بود: "منم كوروش. پادشاه ايران. پادشاه جهان. شاه شاهان. پادشاه مقتدر بابل. پادشاه سرزمين هاي سومر و اكد. پادشاه چهار اقليم جهان. پسر كمبوجيه شاه بزرگ انشان. از سلسله چش پش هخامنشي شاه بزرگ انشان. وقتي من به آرامي وارد بابل شدم. در ميان هلهله و شادي مردم بر تخت سلطنت نشستم. سپاه بيشمار من در كمال آرامش و نظم به سوي قلب بابل حركت كرد. من نگذاشتم هيچ كس در اين سرزمين دست به ارعاب و تجاوز بزند. من در بابل و ديگر شهرها نظم و امنيت برقرار كردم. من برده داري را برانداختم. من تمام خانه ها ر ا از نو ساختم. و به بدبختي ها پايان دادم. و از آن پس مردم به آزادي رسيدند..."
گرگ و سگ
پيام داد سگ گله را شبي گرگي *** كه صبحدم بره بفرست ميهمان دارم
مرا به خشم مياوركه گرگ بدخشم است ***درون تيره و دند ان خون فشان دارم
جواب داد مرا با تو آشنايي نيست*** كه رهزني تو و من نام پاسبان دارم
من ازبراي خور و خواب تن نپروردم***هميشه جان به كف و سربه آستان دارم
مرا گران بخريدند تا به كار آيم***نه آنكه كار چو سخت شد سرگران دارم
مرا قلاده بر گردن و پلاس به پشت***چه انتظار از اين بيش به آسمان دارم
عنان نفس ندادم چو غافلان از ترس***كنون بر دست توانا دوصد عنان دارم
گرفتم آنكه فرستادم آنچه مي خواهي***زخود چگونه چنين ننگ را نهان دارم
هراس نيست مرا هيچگونه ز حمله گرگ***هراس كم دلي بره جبان دارم
هزار بار گريزاندمت به دره و كوه *** هزارها سخن از عهد باستان دارم
شبان به جرئت و تدبيرم آفرين ها خواند***من اين قلاده سيمين از آن زمان دارم
رفيق دزد نگردم به حيله و تلبيس*** كه عمرهاست به كوي وفا مكان دارم
دستكارم و هرگز نمانده ام بيكار *** شبان گرم نبرد پاس كاروان دارم
مرا نكشته به آغل درون نخواهي شد***دهان من نتوان دوخت تا دهان دارم
جفاي گرگ مرا تازگي نداشت هنوز***سه زخم كهنه به پهلو وپشت وران دارم
دو سال پيش به دندان دم تو بركندم***كنون زگوش گذشتي چنين گمان دارم
دكان كيد برو جاي ديگر بگشاي *** فروش نيست در آنجا كه من دكان دارم
. پروين اعتصامي .
